تبلیغات FallenAngel
![]()
من شدم آن کلاغ بدبختی
که پرید و به خانه اش نرسید
آن ستاره که روی دامن شب
خودش آتش گرفت و خط نکشید
من همان شاعرم که شعرِ تَرَم
از نگاهت چه صادقانه چکید
روی دست تو ماند شعر من و
به غزلهای عاشقانه کشید
رو سیاه خیال خام خودم
چشم و جان و دل تو سپید
تو شدی باد سرکش اما من؟
من شدم جنون شهره ی بید
آسمانی ترین بهانه ی من
آه، دستم به دامنت نرسید
...
